جمال الدين محمد الخوانساري

337

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وعمر أو ، وأو آماده نمىشود از براي مردن ؟ ! يعنى تهيهء آن را نمىگيرد وتحصيل توشهء از براي آن نمىكند . 6254 عجبت لمن يحتمى الطّعام لاذيّته كيف لا يحتمى الذّنب لأليم عقوبته . تعجب دارم از كسى كه باز مىايستد از خوردنى از براي آزار دادن آن ، چگونه باز نمىايستد از گناه از براي جزاى دردناك آن . 6255 عجبت لمن يرجو رحمة من فوقه كيف لا يرحم من دونه . تعجب دارم از كسى كه اميد مىدارد رحمت كسى را كه بالاتر از اوست چگونه رحم نمىكند كسى را كه پست‌تر ازوست . 6256 عجبت لمن خاف البيات فلم يكفّ . تعجب دارم از كسى كه بترسد از شبيخون پس باز نايستد يعنى داند شبيخون مرگ را وناگاه رسيدن آن را وترس از آن داشته باشد وبا وجود اين آماده نشود از براي آن وباز نايستد از گناهان . 6257 عجبت لمن عرف سوء عواقب اللّذّات كيف لا يعفّ « 1 » . تعجب دارم از كسى كه داند بدى عاقبتهاى لذّتها را چگونه باز نمىايستد ، مراد لذّتهاى حرام است وباز ايستادن از آنها . 6258 عجبت لمن يقنط ومعه النّجاة وهو الاستغفار . تعجب دارم از كسى كه نوميد شود وحال آنكه با اوست رستگارى وآن استغفارست ، مراد اينست كه هر چند كسى گنهكار باشد بايد كه از رحمت خدا نوميد نشود ، زيرا كه

--> ( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را « لايعفّ » بعين مهمله وفاء مشدّده ضبط كرده چنانكه نسخ چاپى غرر ودرر وبرخى از نسخ خطى آن نيز چنانست ودر بعضي نسخ شرح « لا يقف » بقاف وفاء خفيفه كه مضارع « وقف » باشد ضبط شده است وهر دو درست است زيرا معنى « عفّ » آنست كه « باز ايستاد از حرام » .